محمدحسين ناصر الشريعه
377
تاريخ قم ( فارسى )
غارت نامش آقا سيد محمد مشهور به ميرزا بزرگ ، سيدى فاضل و خطاطى كامل است خط نسخ را خوب مىنويسند و در اغلب اوقات زيب و زينت محفل جناب شريعتمدار حاجى سيد جواد سلمه اللّه تعالى است و جميع مكاتيب شرعيهء آن محكمهء مطاعه به بنان صدق بنيانش حرالت تحرير مىرود . وقتى مرحوم عمم حاجى على محمد « قزعى » تخلص مطلع غزلى بر سروده بود ، اتمام آن غزل را به عهدهء جناب سامى گذاشت . يك شعر از آن غزل مرا به خاطر اندر است . مطلع قزعى اين شعر است : من از خيل نكورويان نگارى كردهام پيدا * ميان عشقبازان اعتبارى كردهام پيدا شعر مرحوم غارت اين است : كجا نقد غم عشقت دهم از كف به آسانى * كه اين سرمايه را من روزگارى كردهام پيدا * همچو مستسقى بر آب حيات * به لبانت دل از آن تشنهتر است نالهء من كه كند رخنه به كوه * در دل سنگ تواش كى اثر است گر تبسم نكنى اى شيرين * كه كند فرق كه لب يا شكر است مؤلف گويد : غارت از معاصرين و رفقاى يغماى جندقى بوده و در مزرعه با هم شركت داشتهاند . مرحوم يغما اين اشعار را كه در ديوان او مسطور است در هجو وى گفته : اى شريكى كه به اغواى توأم بود و نبود * به خريدارى اين مزرعه رهن است و گرو غضنفر اصلش از قريهء كلجار كه يكى از قراى قم در محال اردهال است ، ولى اغلب اوقات در كاشان به سر مىبرده و در آن جايگاه به سراى آخرت خراميد . از معاصرين سلاطين زنديه است : بهر قتل من كه مىگريد دو چشم آسوده باش * مىكشد صد چون مرا عشقت برو آسوده باش * نه صبر بى تو ازين بيشتر توان كردن * نه غير صبر علاجى دگر توان كردن *